دختر باهوش منیییییییییییییییی
دیشب (3/2/93)بابایی پشت کامپیوتر مشغول کار بود و فلاش به کامپیوتر وصل بود شما هم طبق معمول
چسبیده به کامپیوتر که یهو بابایی من رو صدا کرد گفت که به کاری که با دقت و تمرکز فراوان داری انجام
میدی نگاه کنم و اما کار شما مشغول بازی کردن با فلاش متصل به کامپیوتر بودی که خواستی درش بیاری
کلی تلاش کردی که بادستت بکشیش ولی زورت نمیرسید و بعد از مدتی دیدم که فلاش رو به دهن گرفتی
و با اون سه تا دندونهای کوچیکت کشیدی بیرون و پا به فرار گذاشتی .الهی مامان و بابا قربون اون عقل و
هوشت بریم ان شالله که همیشه گلیمت رو خودت بتونی از آب بکشی بیرون و با مشکلاتت با
سرسختی و تلاش مبارزه کنی و موفق باشی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دختر باهوش منیییییییییییییییی
